شجریان در سوگ مشکاتیان

۲۰ آبان ۸۸

محمدرضا شجریان در فراق پرویز مشکاتیان قطعاتی را با همراهی گروه شهناز با بغض و گریه اجرا کرد.
 
در این اجرا که در جریان مراسم گرامیداشت پرویز مشکاتیان چهارشنبه شب در تالار آسمان فرهنگستان هنر برگزار شد برخی مسئولان فرهنگی و اهالی هنر و چهره هایی چون داوود گنجه ای، محمد سریر، علی اکبر شکارچی، داریوش پیرنیاکان، مجید مجیدی، غلامحسین امیرخانی، ساعد باقری، نیکی کریمی، رامبد صدیف، سعید فرجپوری، حاتم عسگری،آذرسینا،مختاباد و بسیاری دیگر نیز حضورداشتند.

در این مراسم که به همت خانه موسیقی و معاونت هنری فرهنگستان هنر تدارک دیده شده بود پس از صحبت های سید عباس سجادی به عنوان مجری برنامه، نما آهنگی از زنده یاد پرویز مشکاتیان پخش شد.در بخش هایی از این نماهنگ که به زندگی نامه مشکاتیان اختصاص داشت تصاویری از دوران مختلف حیات او و همچنین تصاویری ضبط شده که مشکاتیان در آنها به معرفی خودش می پرداخت برای حاضران در سالن به نمایش در آمد. 

پس از این نماهنگ محمدرضا شجریان به عنوان اولین سخنران این مراسم با حضور بر روی سن گفت: برای من بسیار سخت است که در نبود پرویز خواسته باشم درباره اش صحبت کنم؛ من هرگز نمی خواهم باور کنم که حضور فیزیکی او دیگر در کنار ما نیست.استاد آواز ایران در ادامه افزود: پرویز دردانه ای در موسیقی ما بود که من او را از سال 55 می شناسم؛ از زمانی که در کنار امثال حسین علیزاده در جشن هنر شیراز آن چهار مضراب زیبا را اجرا کرد و نشان داد که از نبوغ و استعداد بالایی برخوردار است.

در بخشی از این برنامه اردشیر و ارژنگ کامکار و بهداد بابایی با همراهی آوازحمیدرضا نوربخش به روی صحنه آمدند تا یکی از آخرین ساخته های سال های اخیر مشکاتیان را برای حاضران اجرا کنند.

پس از آن مدیرعامل خانه موسیقی طی سخنانی از اعطای دو جایزه ویژه به نام "جایزه مشکاتیان" از سوی خانه موسیقی در سال آتی خبر داد وگفت : به منظور ترغیب هنرجویان جوان به ادامه راه و تفکر استاد مشکاتیان خانه موسیقی برای سال آینده دو جایزه ویژه قطعات ضربی و تصنیف را به هنرجویان و هنرمندان برتر اعطا می کند که ترتیبات و جزئیات بیشتر این جایزه در آینده اعلام می شود.

پایان بخش این برنامه نیز اجرای محمدرضا شجریان به همراه گروه شهناز و به سرپرستی مجید درخشانی بود که بسیار مورد توجه حاضران قرار گرفت
.





































 

با تشکر از سایت فرارو

لطیف ترین ترانه ای که تابحال شنیدم_ شهزاده با صدای بانو عهدیه

امشب دلم خیلی گرفته.اوضاع حنجرم هم خوب نیست و هنوز نمیتونم به راحتی بخونم،که همین باعث میشه نتونم به آرامش برسم

آخه وقتی حنجرم مشکل نداشت،هر وقت غمگین میشدم یا دلم تنگ میشد میرفت یه گوشه و میخوندم و آروم میشدم

حالا واسه اینکه آروم بشم به یه ترانه دلنشین پناه آوردم

لطیف ترین ترانه ای که توی تمام عمرم شنیدم

خواستم شما رو هم با خودم همراه کنم.دل ما که رسوا شد،چشمای پر آبمون هم دریا شد

ولی همش خوابه

امیدوارم واسه شما خواب نباشه

خداکنه واسه منم خواب نبوده باشه

بانو عهدیه

ممنونم از آقا یا خانم (یاسمی) بخاطر راهنماییشون

این ترانه رو بانو عهدیه در فیلم دالاهو خوندن

که من  اصلش رو با صدای بانو عهدیه با کمک خانم قوامی تونستم پیدا کنم

 که همین جا ازشون تشکر میکنم

و برای دانلود گذاشتم

ولی بازخوانی همین ترانه توسط خانم دیگری انجام شده که معلوم نیست کیه

بعضی از دوستان میگن شاید بانو الهه باشه

هرکی خونده من یقین  دارم خیلی لطیف تر و بسیار زیبا تر از بانو عهدیه خونده

این اولین باریه که یک بازخوانی زیباتر از اصلش دراومده

این خانم  از تمام پتانسیل صداشون برای هرچه لطیف ترشدن این ترانه استفاده کردن.

صدای مردی که همخوانی میکنه برام خیلی آشناست

 والحق اون هم خیلی زیبا میخونه ولی متاسفانه نمیدونم کیه،اگه شما میدونید حتما برام بنویسید.

شهزاده

دیدم تو خواب وقت سحـر
شهزاده ای زریــن کمــــر
نشستـه رو اســـب سفیـــد
می اومـد از کوه و کمــــر
می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش
کاشکی دلم رسوا بشـه ، دریا بشـه ، این دو چشـم پر آبــم
روزی که بختم وا بشه ، پیدا بشه ، اون که اومد تو خوابم
شهزاده ی رویـــــای من شایــــد تویــی
اون کس که شب در خواب من آید تویی تــــو......
از خــواب شیـرین ، ناگـه پریــدم ،او را ندیـــدم ، دیگــر کنــارم به خـدا
جانم رسیده ، از غصه بر لب ،هر روز و هر شب ، در انتظارم به خـدا
دیدم تو خواب وقت سحـر
شهزاده ای زریــن کمــــر
نشستـه رو اســـب سفیـــد
می اومـد از کوه و کمــــر
می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش

 

شعر:بیژن ترقی -آهنگساز: همایون خرم

دانلود ترانه شهزاده رویای من با صدای بانو عهدیه

 

به نظر من بازخوانی این ترانه زیبا تر از اصل اثر هست

دانلود بازخوانی شهزاده توسط . . .

آواز دشتی از ایرج - برنامه گلهای رنگارنگ شماره 531

سلام

خیلی وقته از ایرج چیزی نذاشتم

ایرج با اون صدای جلالی و با شکوهش

این شما و این برنامه گلهای رنگارنگ

ایرج

استاد جليل شهناز

امير ناصر افتتاح 

آهنگ: جواد بديع زاده

شعر ترانه: نورالله همايون

تنظيم آهنگ: جواد معروفي

اشعار: سعدي، عارف قزويني

غزل آواز: هلالي جغتايي

گوينده: آذر پژوهش

آواز: ایرج

تصنیف: مرضیه

در مایه دشتی

تصنیف:

ناله مرغ اسير اين همه بهر وطن است

مسلك مرغ گرفتار قفس همچو من است

همت از باد سحر مي طلبم گر ببرد

خبر از من به رفيقي كه طرف چمن است

خانه اي كو شود از دست اجانب آباد

رشك ويران كنش آن خانه كه بيت الحزن است

جامه اي كو نشود غرق به خون بهر وطن

بدر آن جامه كه ننگ تن و كم از كفن است!

چهار مضراب استثنايي دو استاد بزرگ نوازندگي: شهناز و افتتاح و فرود به درآمد

آواز:

تحرير درآمد

 

شعر:

هست آرزوی دیدن آن تند خو مرا

گر او نکشت می کشد این آرزو مرا

(درآمد)

تحریر مسلسلی

 

شعر:

با ذوق جستجوی توآسوده خاطرم       

آسودگی مباد از این جستجو مرا         

(گوشه اوج یا عشاق در پرده پايين)

 

 شعر:

ننگ است عاشقان جهان را به نام ما

عاشق مگوی هر چه توانی بگو مرا    

(ادامه گوشه عشاق در پرده بالا در بيت اول روي نت سل

و اشاره به گوشه بيات راجع)

تحریر مسلسلی

فرود

 

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز      کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

این مدعیان در طلبش بی خبرانند         کان را که خبـر شد خبری باز نیامد

 

دانلود آواز دشتی با صدای ایرج و بانو مرضیه

 

                                                                 با تشکر از وبلاگ:شاه بیت آواز ایرانی استاد ایرج

غلام قمر غزلی از مولانا

سلام

این بار میخوام از مولانا بنویسم

خیلی ها مولانا رو بخاطر رباعیاتش دوست دارند

ولی غزلیات مولوی نیز از زیبایی های خاصی برخورداره

غزل غلام قمر یکی از اونهاست

 در این غزل مولانا چیزهای عجیبی میگه

 و مشخصه که یه اتفاق خاصی براش افتاده که این غزل رو سروده

من اطمینان دارم که چیزی که در این غزل میگه دقیقا براش اتفاق افتاده

 

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
                                                   پیش من جز سخن شهد و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
                                                    ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت                                                     آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
                                                     گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
                                                   سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
                                                  در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
                                                  که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
                                                 گفت این غیر فرشته‌ست و بشر
 هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
                                                گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
                                                خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
                                               گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

 

من اطمینان دارم که مولانا اون شبی که ازش حرف میزنه هاتف رو دیده

چیزی بوده جمال خدا رو بهش نشون داده و اون این شعر رو سروده

با توجه به خصوصیات مولانا و شیوه زندگی او، این  عین واقعیته

تا اونجایی که به وبلاگ من مربوط میشه قرار بود توی این وبلاگ از آواز و موسیقی سنتی بنویسم

ولی بعضی وقتها میشه از بعضی قوانین سرپیچی کرد

این غزل زیبا رو داریوش اقبالی با زیبایی هرچه تمام خونده

(البته دیگران هم خوندن ولی به نظرم داریوش زیبا تر خونده)

و من دلم نیومد اونو اینجا نذارم

ویدئو کلیپی از این ترانه دارم که امیدوارم خوشتون بیاد

 

دانلود ویدئو کلیپ غلام قمر از داریوش اقبالی

گر شعله‌ فرو ریزد، بشتاب‌ و میندیش‌ ور تیغ‌ فرو بارد، ای سینه‌ سپر شو

شهرام ناظری

 

ایران کهن 

آواز: شهرام ناظری
آهنگ ساز: پژمان طاهری
شاعر: فریدون مشیری

 

ای خشم‌ به‌ جان‌ تاخته‌ توفان‌ شرر شو

ای بغض‌ گل‌ انداخته‌ فریاد خطر شو


 ای روی برافروخته‌، خود پرچم‌ ره‌ باش‌

ای مشت‌ برافراخته‌، افراخته‌تر شو


 ای حافظ‌ جان‌ وطن‌ از خانه‌ برون‌ آی

از خانه‌ برون‌ چیست‌ که‌ از خویش‌ به‌ در شو


 گر شعله‌ فرو ریزد، بشتاب‌ و میندیش‌

ور تیغ‌ فرو بارد، ای سینه‌ سپر شو


خاک‌ پدران‌ است‌ که‌ دست‌ دگران‌ است‌

هان‌ ای پسرم‌، خانه‌ نگهدار پدر شو


دیوار مصیبت‌کده‌ی حوصله‌ بشکن‌

شرم‌ آیدم‌ از این‌ همه‌ صبر تو، ظفر شو


تا خود جگر روبهکان‌ را بدرانی

چون‌ شیر درین‌ بیشه‌ سراپای جگر شو


مسپار وطن‌ را به‌ قضا و قدر ای دوست‌

خود بر سرِ این تن‌ به‌ قضا داده‌،‌ قدر شو
 

فریاد به‌ فریاد بیفزای، که‌ وقت‌ است‌

در یک‌ نفس‌ تازه‌ اثرهاست‌، اثر شو


ایرانی آزاده‌! جهان‌ چشم‌ به‌ راه‌ است

‌ایران‌ کهن‌ در خطر افتاده‌، خبر شو


مشتی خس‌ و خارند، به‌ یک‌ شعله‌ بسوزان‌

بر ظلمت‌ این‌ شام‌ سیه‌، فام‌ سحر شو 

 

دانلود ایران کهن شهرام ناظری

آواز دشتی با صدای علی رستمیان و سنتور استاد پایور

سلام

این بار میخوام یک آواز بسیار زیبا و دلنشین رو از استاد خودم بهتون معرفی کنم

از آلبوم ارغوان

ارغوان علی رستمیان

سنتور: استاد فرامرز پایور

آواز: استاد علی رستمیان

علی رستمیان

غزل: حافظ

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم     ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر     سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم     طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم     غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم     قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را     یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه     شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس     تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی     من از آن روز که دربند توام آزادم

دانلود آواز دشتی علی رستمیان

جان عشاق

آلبوم جان عشاق  ابرشاهکاری از شاهکارهای پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان است

من سال گذشته مطلبی در خصوص این آلبوم نوشتم ولی به دلایلی اونو پاک کردم

حالا دوباره همون مطلب رو کامل تر و دقیق تر اینجا براتون مینویسم

جان عشاق

جان عشاق

بيات اصفهان  (دستگاه اصفهان)
اجراي ارکستر سمفونيک
مقدمه و تصنيف جان عشاق


آهنگساز:زنده یاد پرویز مشکاتيان


آواز: غزل حافظ و دو بيتي هاي بابا طاهر


خواننده:محمدرضا شجریان

پيانو: استاد جواد معروفي

استاد جواد معروفی

در آغاز قطعه‌ای توسط ارکستر سمفونیک به اجرا درمی‌آید موسیقی متن این احساس را تداعی میکند که انگار در زمان گذشته سیر میکنیم و به شنونده حال و هوای دوران قاجار یا حتی قبل از آن مثلا زمان و حال و هوای فیلم پهلوانان نمیمیرند را القا میکند.در ادامه تا حدود دقیقه ۲:۳۰ انگار پروانه ای سرگردان و حیران  دور شمعی میچرخد و با صدای پایانی ویولون گویی پروانه و شمع هر دو خاموش میشوند. آن‌گاه پیانوی استاد معروفی پیش‌درآمد اصفهان را می‌نوازد،گویی پیانو میخواهد داستان غمناکی را برای ما روایت کند که (و اینگونه آغاز شد. . .) و آواز همراه پیانو پس از این مقدمه، آغاز می‌شود. در این قسمت انتخاب غزل «همای اوج سعادت به دام ما افتد ... » بسیار مناسب می‌گراید و به حال و هوای موسیقی و آواز لطف خاصی می‌بخشد.

آواز:

 همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

درآمد اصفهان

 حباب وار براندازم از نشاط کلاه

اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

جامه دران

 شبی که ماه مراد از افق طلوع کند

بود که پرتو نوری به بام ما افتد

بوسلیک

 ملوک را چو ره خاکبوس این در نیست

کی اتفاق مجال سلام ما افتد

بیات راجع

 چو جان فدای لبش شد خیال  می بستم

که قطره یی ز زلالش به کام ما افتد

عشاق

 خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز

که ز این شکار فراوان به دام ما افتد

عشاق و قرچه و فرود به عشاق

 به نا امیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

جامه دران و فرود

 ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ

نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

بوسلیک و فرود

غزل : حافظ

 

 نگارینا دل و جانم ته داری

همه پیدا و پنهانم ته داری

نمی دونم که این درد از که دیرم

همین دونم که درمانم ته داری

سوز و گداز

 

دوبیتی: بابا طاهر

اندکی بعد ارکستر سمفونیک با سازهای متنوع و هماهنگی خاص خود، شنونده را برای تصنیف بسیار زیبای «جان عشاق» آماده می سازد. در این جا استاد محمدرضا شجریان با شروع زیبای «دوش می آمد و رخساره برفروخته بود ... » (خوب دقت کنید،وقتی استاد میگه دوشبا صداش  دقیقا شب رو تداعی میکنه .

 این تصنیف بسیار لطیف و چنان زیبا اجرا شده است که از نظر احساسی و تلفیق کلام و موسیقی و نحوه‌ی آهنگ‌سازی در رده‌ی کارهای ماندگار قرار می‌گیرد.

 بیتی از این تصنیف «گرچه می گفت که زارت بکشم . . . »   جلوه‌ی زیبا و خاصی به تصنیف بخشیده است.

تصنیف:

دوش مي آمد و رخساره بر افروخته بود        تا کجا باز دل غمزده اي سوخته بود
رسم عاشق کشي و شيوه شهرآشوبي          جامه اي بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود مي دانست            و آتش چهره بدين کار برافروخته بود
گرچه مي گفت که زارت بکشم مي ديدم        که نهانش نظري با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دين مي زد و آن سنگين دل     در پيش مشعلي از چهره بر افروخته بود

 

زنده یاد پرویز مشکاتیان در مورد پیانوی استاد جواد معروفی در جایی اینچنین گفته بودند:

برای جواب آواز بسیار قوی و زیبای جان عشاق آن هم با صدای شجریان  کسی را بهتر از

 استاد جواد معروفی سراغ نداشتیم.و این در حالی بود که ایشان در بستر بیماری بودند.

با کلی اصرار و خواهش و تمنا استاد جواد معروفی را راضی کردم که بیایند و جواب آواز شجریان را

 با پیانوی دلنشین خود اجرا کنند.

در جایی نیز شجریان گفته بود: آواز خواندن با پیانوی استاد جواد معروفی یکی از افتخارات من است

 

دانلود آواز و تصنیف جان عشاق

5 وارونه

 

پنج وارونه چه معنا دارد؟ خواهر کوچکم از من پرسید: من به او خندیدم

کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوار ودرختان دیدم

باز هم خندیدم

 گفت: دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد!

آنقدر خندیدم که طفلک ترسید،

 بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم: بعدها وقتی غم، سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی ،

پنج وارونه چه معنا دارد!!!!!!

نا شنیده های استاد شجریان

ناشنیده ای دیگر از استاد شجریان

از قدیم گفتن کم گوی و گزیده گوی چون در

امروز میخوام مصداق واقعی این ضرب المثل رو براتون بذارم

خیلی کوتاه میخونه ولی تاثیری عمیق روی انسان میذاره

بسیار زیبا و دلنشین

تصنیفی زیبا و کوتاه از استاد شجریان

که فکر کنم اوایل دهه پنجاه خونده شده

استاد شجریان

شعر:

مگر ز نای من نوایی ای خدا شنیده
                                                       مگر به گوش او نوای آشنا رسیده
مگر کلام این شکسته دل نشسته بر دل 
                                                      که او چنین به دیده نقش ژاله ها کشیده

دانلود نای شکسته

تو ای پری کجایی . . .

سرگشته با صدای زنده یاد حسین قوامی

 

حسین قوامی (فاخته ای)

شبی که آواز نی تو شنیدم

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم

نشانه ای از نی و نغمه ندیدم

تو ای پری کجایی که رخ نمینمایی

از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی

من همه جا پی تو گشته ام

از مه و می نشان گرفته ام

بوی تو را زگل شنیده ام

دامن گل از آن گرفته ام

تو ای پری کجایی که رخ نمینمایی

از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی

دل من سر گشته تو نفسم آغشته تو......

 

به باغ رویاها چو گلت بویم

برآب و آیینه چو مهت جویم

تو ای پری کجایی....

در این شب یلدا ز پی ات پویم

زخواب و بیداری سخمت گویم

تو ای پری کجایی....

مه و ستاره درد من می دانند

که همچو من پی تو سرگردانند

شبی کنار چشمه پیدا شو

میان اشک من چو گل ها شو

تو ای پری کجایی که رخ نمینمایی

از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی...

دانلود تو ای پری کجایی (سرگشته)